سازمان اسلامى سنى احــــوازى 

 
بسم الله الرحمن الرحيم
 
روزانه هاى احــوازى : نسيم آزادی
 

اين روزها احواز و ساکنان بومی ان حال و هوای ديگری دارند . درست است که دولت اشغالگر سخت در اخرين تکاپوی های خود در جهت خاموش کردن مردم عرب احواز افزوده اند و هر روزه خبر کشته شدن و يا قتل عرب در گوشه و کنار احواز خبر از کينه و عدوات مىدهد . اين عدوات و کينه هر انسانی را به ياد حکومتهای گذشته می اندازد که در اواخر عمر خود به اختناق بيشتر و قنل و غارت بيشتر مردم مظلوم تحت نظر خويش مىپردازند . بهرحال هرانچه دلشان مىخواهد انجام دهند بکشند ، ادم ربايی کنند ، شهرک سازی کنند ، مزرعه اتش بزنند ، زمينهای کشاورزان عرب را به زور اسلحه تصرف کنند ، تمام ايرانيان را به احواز کوچ دهند ولی هرگز حق گم نخواهد شد . خداوند با حق و ضد باطل است . بهرحال اين روزها چهرهای خندان و بشاش مردم احواز بخصوص جوانان احواز کوچه به کوچه و محله به محله و شهر به شهر احواز را عطراگين کرده . درست است که ماه رمضان است و مردم احواز نيز از شور و شعف ان نيز خوشحال هستند ولی اين شور و هيجان انها خبر از تغيير در اوضاع سياسی انها دارد . بله اين روزها جوانان پرشور احواز ديگر با شرم و خجالت از عرب بودند خود نام نمی برنند بلکه با افتخار و سربلندی ديگر عرب بودن را کتمان نمىمکنند و بخاطر صحبتهای و توهين های نژاد پرستان اريايی که در کلاس و کوچه و محله به انها تلقين شده بود که شما عربها متعلق به احواز نيستيد و شما مهاجرانی هستيد که حدودا يک سده به احواز و از عراق امده ايد . امروز حتی کودکان چهار ساله عرب متوجه حق خويش در سرزمين اباء اجدادی شدند و خواستار ازادی سرزمين احواز از اشغالگران بی دين هستند . امروزه همه جوانان احوازی با شور و شادی خويش چهره مرده و سياه شهر را دگرگون کرده و با افتخار ترانه های حماسی و انقلابی گوش مىدهند . هر روز با گشتند در شهر احواز متوجه مىشويد که ديگر جوانان عرب احواز از گوش دادن به ترانه های تهی و مبتذل ايرانيان خودداری کرده و بجای ان به ترانه های خوانندگان عرب احوازی گوش مىدهند . چند روز پيش بود که نژاد پرستان اريايی با حمله به يک جوان عرب که لباس عربی ( دشداشه و جفيه ) پوشيده بود با حمله به او و ضرب و شتم او تا حد مرگ موجب درگيری در يکی از محله های احواز شد که با پشتيبانی و حمايت نيروی انتظامی از نژاد پرستان و دستگيری جوانان عرب سرانجام اوضاع به خيال انان ارام گشت . بله ديگر جوانان عرب با افتخار لباس عربی می پوشند ترانه عربی گوش مىدهند . چند وقت پيش برای خريد کتابی در مورد احواز به کتابفروشی در شهر احواز مراجعه کردم فروشنده کتاب که از لهجه اش معلوم بود اهل اصفهان بود با چهره اخم کرده و غضب ناک گفت چرا اين روزها همه شما يادتان افتاده که مطالعه کنيد و با صدای ارامی به دوست کناری خود گفت دوست عربی دارم او هم از من سراغ کتابهای احواز و تاريخ احواز را مىگيرد . بله اينچنين است امت احواز و بخصوص جوانانش متوجه اکاذيب وتحريفهای شما در تاريخ شدند و تا بازگشت حق خود و عودت هويت عربی احواز ديگر از پای نخواهند نشست . چطور امکان دارد که من با افرادی زندگی کنم که حقم را در داشتن شغل و مسکن نايديده مىگيرند . چگونه مىتوان در کشوری زندگی کرد که به تو بعنوان يک دزد و جانی نگاه مىکنند . در اينجا لازم است به صحبتهای يک نژادپرست اريايی اشاره کنم که گفت : من اصلا يک نژاد پرست و شونيسم نيستم و به مانند مجريان تلويزيون علی اف (GUNAZ TV) ولی :

 

 بله ما ايرانيها هر جا می رويم دران جامعه مخلوط مىشويم مثل مسلمانان نيستم که در هر جامعه که بروند مشخص هستند در همين انگليس عربها را نگاه کنيم کاملا مشخص هستند و با چهرهای زشت در جامعه قابل شناسايی هستند و هندوها نيز هم مثل ما هستند کاملا وارد اجتماع انگليس شده و به مانندانها رفتار مىکنند و البته مسلمانان پاکستانی نيز کاملا مشخص هستند و کاملا زشت و درخود فرو رفته هستند

 

 بله اين صحبتهای يک ايرانی است که تازه ادعا مىکند که اصلا نژاد پرست نيست ولی برای ديگران هيچ حقی برای داشتن تلويزيون قائل نيست . چرا من و ساير جوانان احوازی قبول کنيم زير سلطه ايران زندگی کنيم . چرا اين همه توهين و تبعيض عليه عربها مىشود. چرا هميشه خوارک دشنام ايرانيان عربها هستند . چرا به مقدسات دينی ما توهين مىکنند . اين بجای تشکر انها که فرهنگ و زبان خود را به انها اموختيم ايا اگر زبان عربی نبود انها اکنون مىتوانستند سخن بگويند ؟؟ يا اگر نبود دانشمندان عرب که به ايرانيان بی سواد و وحشی زبان و فرهنگ و شهر نشينی را اموزش بدهند مىتوانستند دانشمندی داشته باشند و انها ادعا مىکنند با هجوم اعراب تمام کتب انها نيز از بين رفت پس چرا انها يک دانشمند بزرگ و قابل ذکر قبل از ظهور اسلام ندارند و فقط به کورش و داريوش پسنده مىکنند و چرا موقعی که مىبينند يک ايرانی قرآن مىخواند با اعتراض از او مىخواهند حافظ بخواند ايا اگر نبود قران و فرهنگ و زبان عرب ايا انها امروز حافظ داشتند .  

  به هر حال هيچ کس و هيچ قدرتی يارای مقابله با موج ازادی خواهی را در منطقه را نيست . و درست بخاطر دارم وليد جنبلاط بزرگ از بزرگان دوروزی های لبنان و رهبر حزب سوسياليسهای پيشتاز در جواب خبرنگاری که از او علت دور شدن از سوريه و همراهی با مسيحيان لبنان گفت :

 

 بله درست اينکه من در زمان شروع جنگ عليه عراق بسيار زياد به انتقاد از امريکا پرداختم ولی اکنون که ديدم جوانان دختر و پسر و پيرزنان و پيرمردان همه با انقلاب بنفش خود برای اولين باردر انتخابات ازاد شرکت کردند تحت تاثير قرار گرفتم و همچنين در افغانستان وقتی ديـدم زنانی که از در زمان طالبان حتی از درس خواندن محروم بودند اينک با ازادی در انتخابات شرکت کردند به شدت تحت تاثير قرار گرفتم و همچينين با توجه به اينکه ما درعصر ارتباطات زندگی مىکنيـم و همچنين پخش ايـن رويـداد ها از تلويزيونهای ماهواره ای جوانان ما متوجه شدند و انها نيز خواهان ازادی و ازادی بيان هستند و ما نمىتوانيم و نمىخواهيم که جلوی اين نسيم آزادی را بگيرم که در حال درنورديدن خاورميانه است وی همچينين در جواب سئوال خبرنگار شبکه العالم ايران که از او پرسيد چه سخنی با دولت ايران داريد گفت :

 

جنبلاط پاسخ داد به دولت ايـران (اشغالگر)  توصيه مىکنم که حق ملت در داشتن ازدای و ازادی ابراز عقيده محترم شمرده و از ازار و اذيت جوانان و نخبگان و نويسندگان خودداری کند چرا که با توجه به تحولات اخيـر اگر بخواهيم جلوی موج ازادی خواهی را بيگريد يقين بدانيد که اين موج شما را با خود خواهد برد

 

 ايـن سخنان مردی است که مواضع نزديکی با نظام ايران داشت و اکنون با توجه به هوش و ذکاوتی که ما ازاهالی لبنان سراغ داريم حتما انها متوجه تغيير شرايط جهان شده و با ان هم سو و ساز شده اند . و هيچ قدرت و دولتی نخواهد توانست جلوی ازادی را بگيرد و حقوق اوليه انسان ( حقوق تاريخي 7 هزار ساله أش در ميهنش) را از جمله حقوق بشر و حق تعيين سرنوشت رانايديده بگيرد . حتی ايرانيان نژاد پرست توانايی ايستادن جلوی موج و نسيم ازادی (احـوازيها) را نخواهند توانست بگيـريند . هرچه دلشان مىخواهد بگويند . بگويند عربها کتابهای نداشته شان را اتش زدند ، بگويند عربها ملخ خوار هستند ، بگويند اروپا با عربها سياه و زشت شده ، بگويند اسلام دين عقب افتاده ای است ، بگويند عربها ..............هرانچه می خواهند بگويند ولی ديگر عقل و فکر جوانان احوازی ازاد گشته و متوجه دروغهای شدند که ايرانيـان در کتب درسی به انها نسبت دادن . چه زيباست

                                            « دنيا به همت جوانان و تجربه پيران اداره می شود »

 

 بله مصداق ايم جمله تظاهرات جوانان پرشور احوازی با هدايت و پشتيانی بزرگترها بود كه سايتهاى احـوازي مطالعة مى كردم و که از تلويزيون هاى الاحوازى مشاهد کردم . بله جوانان احوازی اين روز ها منتظر و مترصد فرصتی هستند که به مانند يک کبريت به باورت منفجر شوند و با ايـن انفجار اتشی برپا خواهد شد که تمام ايرانيان غاصب را نابود کند و ارمغان ان رهايی و ازادی و استقلال خواهد بود  (احـوازيها فرزندان اسماعيل (ع) و محمد(ص) و علي و عمر و أبوبكر و سعد بن أبي وقاص و القعقاع و خالد بن وليد (رض) و ... هستند فرزندان شيران جهان أند). بله جوانان اين روزهای احواز سراپا شور و شادی و غرور هستند فقط و فقط منتظر فرصت ، فرصتی برای ابراز خود ، برای اثبات خود برای اثبات بودن و ماندن ، بله احواز با همت جوانانش و اداره پيـران و بزرگانش در استانه ازدای و کنار زدن پرده شوم استعمار سياه فارسی قرار دارد . ابری سياهی که بيش از 80 سال بر اسمان احواز سايه افکنده در حال کنار رفتن است . و ايمان داشته باشيد احواز عزيز ازاد خواهد شد ، از ظلم ، تبعيض ، قتل جوانان عرب ، از کار کردن و زجر کشيدن پدران عرب در بدترين شرايط (تروليستى) ، از دور نگاه داشته شدن جوانانش از تحصيل ، از جلوگيری از ناميدن اسامی عربی بر کودکانمان ، از تحقيـر ، از فحش و دشنامهای فارسها بر ضد عربها ، از بی ابی ، از فقر ، از بی کاری ، از ...........

 

                    ای ادامها چه مىکنيد                      بی مهر رو بس بک

                     اخه مگه نمىدونيد                     تو اين دونيا نمىمونيد

 

                                                                                                                      الاحوازی

چهار شنبه نهم رمضان 1426 هـ


سازمان آزاديبخش احــــواز